خونه جديدمون

  اين آدرس خونه جديدمون هست      http://mehrkoban.blogsky.com

سلام خوبی دوستان اومدم که به خونه جديدمون دعوتتون کنم

آخه متاسفانه نميدونم که کار کی بود نذاشت ما تو خونه قبليمون زندگی کنيم

و حالا من و نازنين باهم ديگه دست در دست هم داديم و يه خونه جديد ساختيم

و به کسی هم اجازه نميديم که بی اجازه بياد خونمون

دوستان ببخشيد که ما مجبور شديم خونمون رو عوض کنيم

آخه نميدونيم از دست بعضی ها چی کار کنيم

اميدوارم که ديگه مشکلی پيش نياد ...منتظرتون هستيم دوستان خوبم

و برای ما هم دعا کنيد

نازنين دوست دارم

http://mehrkoban.blogsky.com/ دوستان بياييد اينجا

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٤

عاشق ترين عاشق دنيام ...

سلام دوستان خوبم مثل اينکه اول کاری با مشکل بر خورد کرديم

نميدونم که چی شده ولی ديگه تو وبلاگمون نميتونيم آپ کنيم

نميدونم که کار کدوم حسودی بوده که رمز عبور وبلاگمونو دزديده

دوستان فعلا اينجا آپ ميکنم ..تا با نازنين جان يه وبلاگ جديد بسازيم

منتظر حضور سبز شما دوستان خوب هستيم .

 


واسه غمات آرامشم واسه خوابت نوازشم
اي عشق" من براي خستگي هات سايه بونم اي پرنده"واسه پرواز تو من آسمونم
اگه درديه هم درد اگه زخميه مرحم
اگه راهييه من همراه اگه بغضيه من فرياد
اگه روديه دريا اگه اشكيه تكيه گاهم
چشماي تو دو آينه نگاه تو چه غمگين با من بمون بزار غمهارو از چشات بگيرم"اي مهربون
واسه دل واپسيهات من بميرم" اگه قلبم اسيره اگه عشقم حقيره اگه جسمم كويره
اگه هميشه تنهام اگه خاليه دستام برات عاشق ترين عاشق دنيام ...

 

 

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤

خداحافظی

سلام خوبين دوستان خوبم .خيلی ازتون ممنون هستم که تو اين مدت منو تنها نذاشتين

بايد بهتون بگم که من ديگه تنها نيستم .به خاطر همين دارم از اينجا اسباب کشی ميکنم

شما رو هم دعوت ميکنم که به خونه جديد من تشريف بياريد

http://zanjireshgh.persianblog.ir

بازم از همتون ممنونم به خاطر راهنمايی که بهم کردين

اميد دارم که مارو هم تو خونه جديدمون تنها نذاريد

اين وبلاگ ديگه تعطيل شد ...ديگه مطلبی اينجا نوشته نميشه

خوشحال ميشم که اگر به وبلاگ جديدمون بيايين

دارم از اينجا ميرم و هر چی غم و غصه و تنهايی بود

همين جا ميزارم بمونه ديگه هيچ جايی با خودم نمی برم

خداحافظ

اميدوارم که شما هم هميشه شادو سلامت باشيد

 

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤

تو مثل يک ستاره اي


شب که مي شه

تو هم مياي

مثل ستاره ها فقط

بعد غروبا در مياي

وقتي که خورشيد مي ميره

وقتي که خوابم مي گيره

تو مثل يک ستاره اي

نورت چشامو مي گيره

تو دوري و انگار که من

تو رو کنارم مي بينم

مي خوام تو رو تو دستاي

پر از نيازم بگيرم

اي کاش مي شد که تو بياي

بياي پايين کنار من

يا من بيام اون بالاها

بشي تو تک سوار من

اي کاش مي شد که از خدا

تو رو امانت بگيرم

يا اون دستاي نازتو

واسه ضمانت بگيرم

اي کاش ميشد تو آسمون

ابرا برام پل ميزدن

تاکه بيام کنارتو

رو لبهات بوسه بزنم

اي کاش تو رو تو آسمون

اول شب نمي ديدم

ولي مگه خوابم مي برد

اگه تو رو نمي چيدم

اي کاش مي شد که شبهامون

هيچ وقت سال سحر نداشت

هميشه شب بود و منو

کنار چشمات جا ميذاشت

اي کاش ميون شب تا صبح

خط سياه وجود نداشت

هيچ وقت ميون عاشقا

خط فاصله وجود نداشت

حالا ديگه سحر شده

بايد که از پيشت برم

تنها بدون تو بايد

تنهايي هامو بشمرم

تا که بازم شب بشه و

تو خواب تو رو من ببينم

خورشيد زندگيمو من

تو اوج شبها ببينم

 

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤

جان مي گيرم از آتش عشق تو

جان مي گيرم از آتش عشق تو
ريشه در خاکم و بر مي گيرم سوي تو
نقطه اي مي مانم در وراي عشق تو
بلبل سر گشته اي در باغ تو
کاش مي شد چون شقايق گل دهم
در فراق عشق جان فرساي تو
يا که مي شد جان به جانانم دهم
در وفاي عشق بي همتاي تو

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤

اومدم با تو بمونم

با تو بودن هميشه پرمعناست
بي تو روحم گرفته و تنهاست
با تو يک کاسه آب يک درياست
بي تو دردم به وسعت صحراست
با تو آسان هزار کار خطير
با تو ممکن جهاد با تقدير
بي تو با غم برهنه همچون کوير
با تو يک غنچه دشتي از گلهاست
با تو بودن هميشه پرمعناست
اي تو ! تعريف ناپذيرترين
بي تو من کوچک و حقير ترين

 

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤

اومدم با تو بمونم

سلام خوبين دوستای گلم

از همتون ممنونم که اينهمه به من لطف دارين و دائم بهم سر ميزنيد

وممنون که تو اين مدت منو تنها نذاشتين

آخه من خيلی تنها بودم .از وقتی که با شما دوستان خوبم آشنا شدم

ديگه تنها نيستم

ديگه فکر کنم وقتشه اين اسم تنهايی رو از خودم دور کنم

ديگه وقتشه که از اينجا برم .چون خيلی مزاحم دوستان ميشدم

و بعضی از دوستان هم منو تحمل ميکردند.آره ديگه وقتشه برم

البته نگران نباشيد رفتنم به اين معنا نيست که ميخوام همتونو تنها بزارم ..

نه ميخوام خونمو عوض کنم .يه خونه جديد که توش تنهايی نباشه

اون دوستانی که از اول با من آشنا شدن و منو ميشناسن

ميدونن که من چقدر عوض شدم .چقدر تغيير کردم

خوب من اين تغيير و تحول مديون يه دوست خوب ميدونم

که خيلی به من محبت کرد .خيلی راهنماييم کرد

وقتی حرفی ميزد با صداقت حرف ميزد

آره ميخوام يه وبلاگ جديد درست کنم .البته مشترک

با همين دوستی که بهتون گفتم .ميخواييم يه کاره شراکتی انجام بديم

که هيچ موقع همديگرو تنها نذاريم .يا از هم ديگه جدا نباشيم  

اميدوارم که شما دوستای خوب هم مارو  تنهام نذاريد

 ...حالا فعلا يه مدتی اينجا هستم

بازم ممنونم از همتون ..اينم يه شعر زيبا برای دوستای گلم

 

 


اومدم با تو بمونم
كه هميشه موندگاري
ميدونم رو پل تقدير
منو تنها نميذاري

اومدم از تو بخونم
كه شنيدني تريني
مثل واژه صداقت
ساده اما دلنشيني

اومدم تا يه ترانه
از نگاه تو بسازم
اومدم به يك اشاره
دلمو ساده ببازم

ميدونم حرف دلم رو
بغض من به تو رسونده
باز چشات مثل هميشه
دست عشق منو خونده

ميدونم سربيه قلبم
ميشه ذوب تو داغ دستت
واسه پيدا كردنت باز
گم ميشه تو شب چشمات

من تو رو از آرزوهام
خوندمو به تو رسيدم
منو از خودم گرفتي
تو رو از خاطره چيدم

 

 

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤

با تو بودن


با تو بودن هميشه پرمعناست
بي تو روحم گرفته و تنهاست
با تو يک کاسه آب يک درياست
بي تو دردم به وسعت صحراست
با تو آسان هزار کار خطير
با تو ممکن جهاد با تقدير
بي تو با غم برهنه همچون کوير
با تو يک غنچه دشتي از گلهاست
با تو بودن هميشه پرمعناست
اي تو ! تعريف ناپذيرترين
بي تو من کوچک و حقير ترين

 

 

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٤