بخاطر تو سرودم

 

چقدر فاصله اينجاست بين آدم ها
چقدر عاطفه تنهاست بين آدم ها

كسي به حال شقايق دلش نمي سوزد؟
و او هنوز شكوفاست بين آدم ها

كسي بخاطر پروانه ها نمي ميرد؟
تب غرور چه بالاست بين آدم ها

و از صداي شكستن كسي نمي شكند
چقدر سردي و غوغا است بين آدم ها

ميان كوچه ي دل ها فقط زمستان است
هجوم ممتد سرماست بين آدم ها

زمهرباني دل ها دگر سراغي نيست
چقدر قحطي روياست بين آدم ها

و حال آينه را هيچ كس نمي پرسد
هميشه غرق مداراست بين آدم ها

غريب گشتن احساس درد سنگيني است
و زندگي چه غم افزاست بين آدم ها

كسي به نيت دل ها دعا نمي خواند؟
غروب زمزمه پيداست بين آدم ها

مگر كه كلبه ي دلها چقدر جا دارد ؟
چقدر راز و معماست بين آدم ها

سلام آبي كه  دريا بدون پاسخ ماند
سكوت گرم تماشاست بين آدم ها

چه ماجراي عجيبي است اين تپيدن دل
و اهل عشق چه رسواست بين آدم ها

چه مي شود همه از جنس آسمان باشيم ؟
طلوع عشق چه زيباست بين آدم ها

ميان اين همه گل هاي ساكن اينجا
چقدر پونه شكيباست بين آدم ها

تمام پنجره ها بي قرار بارانند
چقدر خشكي و صحراست بين آدم ها

و كاش صبح ببينم كه باز مثل قديم
نياز و مهر و تمناست بين آدم ها

ميان تك تك لبخند ها غمي سرخ است
و غم به وسعت دنياست بين آدم ها

بخاطر تو سرودم چرا كه تنها تو
دلت به وسعت درياست بين آدم ها

 

 

 

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸۳