زندگي با تو را دوست دارم

زندگي را دوست دارم
زندگي با تو را دوست دارم
زندگي را براي بودن با تو دوست دارم چون تو را دوست دارم
من متولد شدم
اين بار تنها نه با توام
دوباره زندگي را شروع ميكنم تنها نه با توام
زندگي را بسان مسيري ميبينم
اين بار جبران ميكنم
به جاي زمين آسمان را بر مي گزينم
زندگي را دوست دارم
زندگي با تو را دوست دارم
زندگي را براي بودن با تو دوست دارم چون تو را دوست دارم
امشب را به زير آسمان پر ستاره به سر مي بريم
فردا را روي ابرها زير تلالونور جاويد
در دور دست ها باغي ميبينم آن باغ من است
از صبح تا شب پيش گل ها مي مانيم
آنجا درخت سيب است
يك سيب سرخ زيبا
آن را براي تو آورده ام
عشق را با سيب مي شناسم
تو در كنار مني
سيب را به تو مي دهم و تو را نظاره ميكنم
زندگي را دوست دارم
زندگي با تو را دوست دارم
زندگي را براي بودن با تو دوست دارم چون تو را دوست دارم
چند روز به بهار نمانده
ولي باغ من پر از شكوفه است
تو بهار را آوردي
همه شكوفه ها زيبايند
تو از شكوفه ها زيباتر
نوشته هايت را مي خوانم
هر روز شكوفه هايش زيبا تر و دل نشين تر
كي ميشود تا گل برافشاني
تا به مثال پروانه ا ي دورت بگردم
از بوي تو مست شوم يا دوباره جان بگيرم
زندگي را دوست دارم
زندگي با تو را دوست دارم
زندگي را براي بودن با تو دوست دارم چون تو را دوست دارم

  
نویسنده : مهدی و نازنین ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٤