کلبه های چوبی

كمين ساز شكسته اين مرد دوره گرد
عجب بدجوري امروز شكسته و خسته از نواختن است
صداي سكوت اين قطار كه سهراب گفت خواب شكن است
اين بار چه آرام خواب مرگ را بر روي ريلهاي اين جاده زندگي سوزناك مي خراشد.
هنوز ميان باغچه شما كه درخت حياتش گردوي پير عهد پدريست اين بيلچه كهنه و خاك خورده قديمي عجب بدجوري تن خواب خاك را لرزانده است .
اين صداي سرد و سبز حاصل جنجال دست تقدير و فلك است ،
اين جا كلبه هاي چوبي كنار ساحل ،چوبي اند ،ولي به وقت طوفان دريا چه با مردمان اين ساحل صميمي اند.
كمينه هاي سوزناك نگاهت را بدجوري به سوي اين شوق هاي پرواز پرنده ها چكانده اي ،چكامه اين ماه نيز در اين ديد توحيرت زده در طلوع است. باش تاخداوند به دولت اقبال قايق احساست به بادي از عشق بدماند.
كاش اي غريبه تو نيز ميدانستي كه غريب عشق شدن فرياد زدن نيست ، عاشق شدن به چهره و نخ نمايي آذين هاي بسته شده از طلاو ثروت نيست ، اي غريبه كاش مي دانستي كه آن ماهي كه بر لب آب مي تابد هزاران بار بهتر است از خواب ابريشم ميان بستر نازك احساس خاطر است. اي غريبه با واژه هاي عشق ، كاش مي دانستي كه اينجا همه اهل شعورند و احساس، اي غريبه اي كاش ميدانستي كه عشق گدا نيست ، عشق محتاج نيست، عشق نياز است و عشق معبدي از عبادت يك آيه ناب ،آيه آفرينش آدم و حوا ،اي غريبه ميان واژه هاي حرف و انديشه هاي دل كاش مي دانستي كه عشق انسان به انسان نيز مي تواند چون سيب سرخ حوا پر از احساس گاز زدن باشد و عاري از گناه شبانه سماك ، تن خواه.
عشق را با تمام رگهاي تنم حس مي كنم، عشق را در تنگه اي از ناب ترين واژه ها باز مي كنم. عشق را تنها من مي دانم كه چيست ،عشق را حتي اگر معشوق به كامم نباشدمن به دل مهمان كرده ام، عشق را مي ستايم كه هرچه دارم از خود عشق است
نه آن جسم خاكي يابنده اين صندوقچه با ارزش قديمي.

عاشق بودن عزيز شمردن است
بايارد تايلور نويسنده آمريكاي


عشق جز تبلور خويش خواسته ديگري ندارد
جبران خليل جبران


عشق شيرين است ، خواه عاشق باشيد يا معشوق ....
پرسي بيش شيلي


عشق ورزيدن را بايد از خود عشق آموخت،
الينور ، روزولت (همسر رئيس جمهور آمريكا)


در تمامي لحظات زندگي فقط يك شادي وجود دارد و آن چيزي نيست مگر عاشق بودن و عاشق شدن

جرج ساتد(نويسنده فرانسوي)


عاشق هرگز ناسزا نمي گويد.
افلاطون


بايد كه عشق را آموخت و دوباره آن را آموخت چون هرگزپاياني براي آن وجود ندارد.

كاترين آن پورتر(نويسنده آمريكايي)

/ 0 نظر / 4 بازدید