عزيزم دوست دارم

به يادت داغ بر دل مي نشانم ز ديده خون به دامن مي فشانم
چون ديگر نالم از سوز جدايي نيستان را به آتش مي كشانم
به يادت اي چراغ روشن من ز داغ دل بسوزد دامن من
عزيزم مهربوني تو نشوني قصر دريايي قصه هاي شبهاي منه
عزيزم چشمهاي تو هميشه پيشوني بند نگاه دل منه
عزيزم اين روزا خيلي دلم مي خواد به دستات دخيل ببندم

عزيزم اين روزا دلم مي خواهد سرم رو روي شونه هاي شبت چشمهات بزارم
مي خوام يه بارم كه شده بشي قصه گوي اين دخترك تنها
كه ميون ابهتي از عشق تنها دامن تو رو مي بوسه ،
عزيزم توي اين دنيا من موندم و يه قاليچه جادويي ، قاليچه اي كه به عشق چشمهاي قشنگ تو بافتم ، من موندم يه گلدوني شمعدوني كه به خاطر تو كاشتمش ، عزيزم ميون فاصله قفل درهاي شب اين ستاره آسموني تو ست كه داره مثل شاپرك ميون شمهاي خسته دنبال يه شمع به اسم تو مي گردم
مي دوني چرا ، مي خوام فدات بشم ، مي خوام اينقدر دورت بگردم كه قربوني آخرين وعده گاه اون نگات بشم.
اينقدر به دورت بگردم كه از اين عشق پرم بسوزه و خودمو قربوني تو كم ،
عزيزم تو هم به اشك چشات اونو همراهي مي كني توي اين شب آهنگ مرگ آخر زمونه ؟؟؟؟
اين رقص شبونه عشق واسه فدا شدنه ، مي دونستي يا نه ؟؟؟
عزيزم ميون هزار و يك واژه واسه گفتن دوست دارم مي تونم بگم كه شدم دختري وحشت زده از ترس با تن پوشي از حريري از جنس سپيدي برف ميون گندمزار يه دشت ، آره وحشت زده يه نگاه از نگاه تو ، وحشت زده از دست دادن تو ، وحشت زده از اينكه نكنه خيالت پر زدن چشمهاي گريون من خواب ببينه و منو ميون اين بيشه وحشي تنها بزاره ، عزيزم هنوز بغض آخرين وداع تو منو داغون مي كنه ، اين عشقه كه شعله هاش داره اين دل رو مي سوزونه ، عزيزم يادم رفت بگم كه دوستت دارم

/ 0 نظر / 5 بازدید