نواي موسيقي

 

هر وقت نواي موسيقي را با گوش جان مي شنوم

بي اختيار چنين مي پندارم

که بر ساحل دريايي بي کران به گردش و تماشا سرگرمم

يا در ميان مه و ابري انبوه

در فضايي شيري رنگ و کف آلود

بر زورقي نشسته ام

تا با سينه اي که چونان بادبان زورق

از نسيم دريايي آکنده است

در تاريکي شبانگاهان

از ميان امواج متلاطم دريا بگذرم

و به سوي ستاره ي آرزوي خود  فرا روم

هنگام که مجذوب نواي موسيقي ام

با تمام روح خويش

به رنج پنهان آن زورق

که در دل امواج سهمگين فرود و فرازي نا آرام دارد

و دستخوش توفان است

پي مي برم

مانند آن زورق

گاه با توفان هاي سهمگين و گرداب هاي ژرف

دست و پنجه نرم مي کنم

و گاه نيز

هنگامي که نسيم ملايم مي وزد

و زورقم را در دل امواج نيلگون پيش مي برد

در آيينه ي پهناور آب

نوميدي و اندوه خويش را

بازتابنده مي بينم

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید